سلطان محمد مطربي سمرقندي

714

تذكرة الشعراء ( فارسي )

[ 317 ] ضربى سمرقندى [ سدهء دهم هجرى / شانزدهم ميلادى ] ضربى سمرقندى ، اسمش محمد حسين است . چون در يكى از مهمات دار الضّرب بلدهء محفوظهء سمرقند اشتغال داشت ، بنابرآن « ضربى » تخلّص مىنمود . قامتش به غايت طويل بود و برادر عينى جناب ملّا حسن اقرع است كه در سلك ملازمان خاص اقضى القضاة قاضى شاه خوافى انتظام داشت . خالى از فهمى نبود و خود را در عداد شعرا مىنمود و گنگيات را نيكو مىگفت و اين مطلع از آن جمله است : مطلع : اگر گرگر كند ندند ترحم حم به حالم لم * رخ زر زرد خودخود را به پايش يش بمالم لم [ 318 ] ضعفى زندنويى [ سدهء دهم هجرى / شانزدهم ميلادى ] ضعفى زندنويى ، زندنى يكى از قراى معتبر فاخرهء بخاراست . چنين مىگويند كه حضرت عبد اللّه خان - نوّر مرقده - گاهى مىفرموده كه اگر بهشت بر آسمان است ، در محاذى زندنى است و اگر در زيرزمين است ، در ته زندنى است و اگر در روى زمين است ، همان زندنى است . ملّا ضعفى بسيار ضعيف تركيب بود و هميشه رنجور مىنمود . با وجود ضعف مزاجى ، خيال شعر مىكرد و گاهى به ملازمت مخدومى حسن خواجه نثارى آمده ، شعر مىگذراند . مخدومى شعر او را نيكو گوش مىكردند و تحسين مىنمودند و اين مقطع از گفتار اوست : مقطع : « ضعفى » فشاند از غم عشقش هزار جان * رحمى نكرد آن مه نامهربان هنوز